الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )
70
نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )
برايش كافى است و چه بد جايگاهى است » وى كوركورانه مىكوشد . نخستين كار بيهودهاش وى را به اوج زيان و ضرر سوق مىدهد و خداوند او را پس از درخواستش به ورطهاى مىكشاند كه در زندگىاش قادر بر انجام آن نخواهد بود . بدين ترتيب ، او حرام خدا را حلال و حلال او را حرام مىشمارد و درمورد آنچه از دينش از دست رود بىپروا و بىاعتناست و آن را فداى پست و مقام و رياستى كه به سبب آن به شقاوت گراييد ، مىنمايد . اينان كسانىاند كه خداوند بر آنها خشم گرفته است و لعنشان نموده و عذاب خواركنندهاى را برايشان تدارك ديده است . ولى شايستهترين و نيكترين فرد كسى است كه هواى نفسش را تابع دستور خدا و نيروى خود را در راه رضاى او صرف نمايد ، ذلّت همراه با بيم و هراس را براى رسيدن به عزّت و سربلندى جاودانى نزديكتر مىداند تا عزّت و سربلندى در باطل و بيهودگى . او به خوبى مىداند اندك زيانى كه در اين راه ببيند در سراى ديگر او را به نعمتهاى جاودانى كه از ميان رفتنى و تمام شدنى نيستند ، خواهند رساند و اگر از هواى نفس خود پيروى كند ، بسيارى از سرور و شادمانىهايش ، وى را به عذابى بىپايان و هميشگى خواهد كشاند . بنابراين ، چنين فردى بهترين الگوست ، ازاينرو ، به دامانش چنگ زنيد و از راه و روش وى پيروى كنيد و به واسطهء او به پيشگاه پروردگار خويش توسل جوييد زيرا نه دعايش رد شدنى است و نه خواستهاش به نوميدى مىگرايد . » پوشيده نيست كه در حديث ياد شده ، سران صوفى مورد كنايهاند و شيوه و رفتار پست آنان به صراحت مورد نكوهش قرار گرفته است زيرا آنها از اقسام نكوهيدهء بيان شده در حديث ، خارج نيستند . و اللّه أعلم . هشتم : شيعهء اماميه و كليهء فرقهء دوازده امامى ، بر بطلان تصوّف و مردود دانستن صوفى گرى از زمان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و ائمه عليهم السّلام تا زمانهاى نه چندان دور ، اجماع و اتفاق دارند و همواره به پيروى از پيشوايان خود ، اين افراد را مورد اعتراض قرار مىدهند كه بخشى از روايات رسيده از آن بزرگواران را ملاحظه نموديد و در باب نخست اين كتاب نيز رواياتى دال بر اين معنا يادآورى شد و به يارى خداى متعال روايات ديگرى دال بر اين موضوع بيان خواهد شد . بنابراين ، داخل بودن ائمه عليهم السّلام در اين اجماع با قطع و يقين مشخص است ، پس حجيّت آن روشن خواهد بود و به صحت آن پى مىبريم و اين واقعيّت از حالات شيعهء اماميه به روشنى پيداست و كسانى كه به حالات آنان آشنايى داشته و يا كتب